محل تبلیغات شما
کمک اردوغان به جمهوری آذربایجان قابل تقدیر اما با سخنرانی و شعر خوانی غلط و وظایف ما ایرانی ها - بخش اول

 

کمک اردوغان به جمهوری آذربایجان قابل تقدیر اما با سخنرانی و شعر خوانی اشتباه

با سلام حضور عزیزان .

به عنوان یک ایرانی وظیفه داریم از منافع مملکت خود دفاع کنیم و هیچوقت از اتفاقات دور و بر خود غافل نشویم نگوییم که روسیه دوست ماست ترکیه دوست ماست روزگار را سپری کنیم.

همین روسیه در زمانهای گذشته آتش هایی در دل مردم ایران بپا کرده است که حد ندارد و البته  دولت عثمانی در زمان گذشته در زمان یکی از سلاطینش 9 بار به آذربایجان حمله داشته است که فعلا بحث و شرح آنها  جایش اینجا نیست و در یکی از مطالبی که بنده نوشته ام به نقل از منابع تاریخی به  این موضوع اشاره شده است. اینست که در عین همسایگی و دوستی باید حواس جمع باشیم به نظر می آید و تجربه نشان داده است کسی که دوست کسی هست البته خیلی خوبه که تا آخر دوست بماند ولی ااما اینطور نبوده و نیست و هم چنین اگر چه دشمنی در ذات خود نکوهیده هست اما قرار نیست تا ابد پا برجا بماند که برای شان می توان مثالهای بیشماری آورد مثلا  رفع موانع نزدیکی عربها به دولت اسرائیل در این روزها و یا آشتی ملت عراق و ایران بعد از جهنمی شدن صدام که موجبات جنگ دو ملت را فراهم کرده بود و شایسته است که بگوییم :

یاد  شهیدان پاک یاد باد. یاد رزمندگان و جانبازان که هنوز هم آسیب های آتش افروزی صدام را در تن مبارک خود دارند گرامی باد.  

 دوستان اتفاق پیش آمده در جمهوری آذربایجان و بیرون رانده شدن ارتش اشغالگر دولت جمهوری ارمنستان که آن کشور هم یک همسایه دیگری از همسایگان ماست توسط ارتش جمهوری آذربایجان  اتفاقی هست که فارغ از دین، کشور و مسلک برای هر فرد منصف خوشحال کننده است.

اصولا به خاک و ملک  کشور دیگر صحیح نیست و این موضوع خصوصا در دنیای امروز غیر قابل قبول هست الان مانند زمان قدیم نیست که حاکمی بیمورد و با مورد به خاک کشور دیگر حمله کرده و کشور گشایی کند موضوعی که در تاریخ خیلی خوانده ایم و آخری اش صدام دیوانه به خاک کشور ایران بود که همین او مقدمات سرنگونی اش را  فراهم کرد .

عزیزان این ها مقدمه ای بود برای عرض مطلب مهم دیگر اگر چه یاد جان باختگان و نیز جانبازان فداکار و جوانان مومن و غیور وطن در گرمای سوزان سرزمین جنوب ایران زمین حداقل کاری هست که می توان انجام داد .

بلی عرض کردم که مطلبی دارم که به چند علت باید با دوستان در میان بگذارم و موضوع وحدت ملت ایران هست. خصوصا بعد از غلبه مردم جمهوری آذربایجان که برادران دینی و فرهنگی که جز ملت ما بوده اند بر دولت غاصب ارمنستان.  که اگر خوب نگاه کنیم و منصف باشیم ملت آنها یعنی ارمنی ها هم ، هم آفریده خدا هستند و قرنها هست که در کنار همدیگر زندگی کرده ایم هر چند که ممکنه گاهی هم همسایه خوبی برای همدیگر نبوده ایم .

دوستان منازعات قومی و فرقه ای مانند جنگ عثمانی ها بر علیه ایرانیها ممکن است در برهه ای از زمان  تا حدودی باعث شده  که وحدت ملتی در کوتاه مدت حفظ شود اما نمی تواند دایمی باشد برای مثال جنگهای  بزرگ و بی مفهوم در زمان سلاطین عثمانی که اغلب هم از طرف آنها دامن زده شده است بنام شیعه و سنی( در حالیکه می دانیم  شیعه و سنی هر دو پیرو  آئین اسلام هستند ).

باید ملتها و دولتها به جایگاهی برسند که به تمامیت ارضی و فکری و عقیدتی همدیگر احترام بگذارند و همدیگر را تحمل کنند . اگر به تاریخ نه چندان دور برگردیم اگر هیتلر آن دیوانگی را نمی کرد که باعث شد 50 میلیون بنده خدا بمیرند و آنهمه سلاح و ثروت از بین رفت  و بمباران آثار باستانی  و گرسنگی و بیماری را بدنبال داشت. آیا دنیای امروز قشنگتر از این که الان هست نمی بود؟


برای مثال زن و بچه خوجالی چه گناهی عظیم کرده بودند که مورد آن  کشتار و عملیات وحشیانه واقع شدند ؟

نمی شد که دولت ارمنستان و نیز دولت جمهوری آذربایجان مثل سابق  و حتی بیشتر از زمان سابق به شکرانه اینکه یوغ بردگی دولت استالینیستی از گردن آنها و جمهوری های دیگر برداشته شده بود در آرامش زندگی کنند ؟

دوستان تا اینجای صحبت که رسیده ایم اگر چه بحث ما  مطالب مطروحه نبود ولی پایه های مطلب ما می توانند محسوب شوند. اینجا هدف بنده و روی سخنم هم با مقامات و مسئولین هست و هم با نسل جدید کشورمان . البته بنده در حدی نیستم که نصیحت کنم اما واقعیاتی هستند که باید گوش بدهیم و منطقی حرکت کنیم . بنده قبلا هم گفته ام که موضع مقام رهبری در اینکه تمامیت آذربایجان برسمیت شناخته شده بود بسیار حرفهای گفتنی داشت و یعنی این موضع از نظر اینجانب یکی از پشت گرمی های دولت آذربایجان در پس گرفتن اراضی خود بود.

و واقعا اگر چه ممکن است دولت ایران در این جنگ به آذربایجان کمک لجستیکی و نظامی نکرده ولی همین موضع که ما حقانیت تاریخی و جغرافیایی کشوری را قبول کنیم و یا حتی صبر نشان بدهیم به  افتادن خمپاره ها و گلوله های طرفین در گیر را در خاک خودمان . آیا این رضایت به حقوق و حاکمیت  ملتها نیست پس چه نام دارد ؟

اما به نظرم  ازطرف دولت آذربایجان باید  دعوت می شدیم که در یک سطح مطلوب نماینده ای در این جشن نماینده ای داشته باشیم  و اگر دعوت نشده ایم یک نا سپاسی از آن طرف بوده است و یا اگر  دعوت شده ایم و نرفته ایم یک بی خیالی از طرف ما بوده است ( که البته این موضوع دعوت از طرف آنها و رفتن یا نرفتن ما به این جشن بر بنده پوشیده هست. که پدرانمان گفته اند جایی که دعوت شده ای باید بروی . چاغیران یئره عار ائیلمه . چاغبیرمیان یئری دار ائیله ).

تا اینجای کار گذشته هست که البته با حوصله در روزهای آینده به موضوع خواهم پرداخت.

 شاید کسی که که این مطالب را می خواند  شاید بخواهد انگیزه نویسنده را در طرح این موضوع را بداند .

پاسخ بنده اینست که آذربایجان زمین هایش را گرفت و ارمنستان هم جزایش را یعنی با خفت آن خاک را ترک کرد هر چند به عنوان یک فردی از کشوری همسایه آرزو دارم در این دو کشور بعد از این هیچ خونی از یک بینی نریزد و با هم در صلح و صفا باشند .

اما موضوع و اثرات این مناسبات و اتفاقات برای  ما مهم هست :

1- چرا از دولت ما کسی آنجا حضور نداشت؟

2- چرا اردوغان آن شعر حسرت  را بخواند که درد  ما  ایرانیها حداقل از زمان مرحوم عباس میرزا  تا امروزبود . واقعیت اینست که حال دولت ما در زمان قاجار بد بوده و فتحعلی شاه  کمک مالی و غیره به پسرش نکرده و یا یارای مقابله با لشگر گر روس را نداشته ایم و بطوریکه بعد ها طایفه ها و ایرانیان غیوری داشته ایم که بعد از جدایی و معاهده گلستان و ترکمن چای به دولت ایران پیغام می داده اند که ما حاضر نیستیم تحت پرچم روس زندگی کنیم و پس واقعیت تاریخی اینست که هر چند دولت ایران در آن زمان لایق نبوده ولی آذربایجان فعلی بخشی از خاک ایران بوده است .

که این بحث هم جایش نیست اما زعامت اردغان هم در این کار عقلایی نبود . هر چند خواندن این شعر از طرف خیلی ها امکان دارد و موجب نمی شود که حلوا حلوا گفتن دهان انسان را شیرین کند یعنی سنگین تر این بود که اردوغان حتی به فرض یک میلیونم اگر احتمال میداد و حتی احتمال هم نمی داد  که ممکن است این شعر ممکنه دل بعضی ها را آزرده کند نباید آن را به دهان می آورد .

ایشان دعوت شده بود به یک جشن اوباید چند شعر در مورد زمینهای آزاد شده از جمله شوشا وفضولی می خواند و   جشنش را بر گزار می کرد و ناهار و شامش و شیرینی اش  را باید می خورد و خداخافظی می کرد و می رفت . کاری که رئیس جمهور خود آنجا  تا پل خدا آفرین آمد وخاکش بود حقش اما کلمه ای که موجب حساسیت و سوتفاهم شود بر زبان نیاورد   در جریان سفر با اشاره به سر حدات ایران گفت آنجا مرز دوستی هاست و به نیکی از ایران یاد برد( با عبارت اینجا دوستلوق مرزی دی ) و حتی قبلا هم از دولت ایران تشکر کرده بود که دولت ایران درخواست او را مبنی برعدم ارسال لوازم مورد نیاز به ارمنستان را قبول کرده بود.

اما باز تا اینجا هم مقدمه بود مشکل ما این نیست . مشکل ما در این است که فهم نادرست و عدم توافق بر سر یک مسایل اصولی و منطقی  باعث می شود که بنای بد فهمی های دیگری بنیان گذاشته شود.

که بماند برای روزی دیگر

 







تاسف و تسلیت بمناسبت در گذشت آقای حاج منصور انوری

با سلام . حدود 5 ماه بود از وب را باز نکرده بودم

مادر در شعر رخشنده ( پروین) اعتصامی

هم ,دولت ,آذربایجان ,هست ,ها ,یک ,جمهوری آذربایجان ,در این ,است که ,هست که ,دولت ایران

مشخصات

آخرین مطالب این وبلاگ

برترین جستجو ها

آخرین جستجو ها

تبلیغات متنی
Jo's site بچگی مستر سئو ایران | Mr.SEO | مدرس ، مشاور و کارشناس سئو چه کسی گفت خدا شاعر نیست سازنده سرسره های آبی|پارک آبی|سرسره آبی|سرسره تونلی - حلزونی|طراحی وتولیدسرسره آبی serojamport rochiculro بهینه سازی سایت | بهینه سازی وب سایت | سئو پرتال جامع loyflicchorpa